X
تبلیغات
رایتل

همسرم ، منم دوستت دارم

این ها یادداشت های منه . روزهای زندگی منه

یه کار جالب کردم

دوشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1392 12:09 ب.ظ نویسنده: رزماری چاپ

یه کاری کردم ،‌ در نظر خودم کارستون .

حالا جریان چی بود ؟

همسرجان من ، همیشه زودتر از من تعطیل میشه .مدلش هم ازون تیپ هاست که کمی تا قسمتی خوابش بیشتر از منه .یعنی بارها و بارها وقتی میاد خونه ،‌ اول میگیره می خوابه ،‌ بعد پا میشه ناهار میخوره .

وقتهایی که من دیر کنم اون دیگه حسابی 1 ساعت یا 1/5 ساعت می خوابه ،‌ تا من برسم و بیدارش کنم .

چون مدل من ازونهاست وقتی بیدارم تحمل خوابیدن یکی دیگه رو ندارم

دیروز می خواستم با مامان برم مهمونی . من 4:50 رسیدم خونه .

دیدم آقا خوابن .

پیش خودم حساب کردم من که شبها با همسر می خوابم ، صبح هم که نیم ساعت اون ازمن زودتر بیدار میشه اما وقتی گوشی اش زنگ میزنه ، معمولاً خواب من سبک تره من زودتر پا میشم بهش میگم گوشیتو خاموش کن ، پس صبح ها هم با ایشون بیدار میشم .تایم کاری ام هم که بیشتر از اونه ، تازه مسئولیت همیشگی خونه ، ظرفها ، ناهار و شام با منه .گاهی ایشون لطف می کنه در این امور بهم کمک میکنه .میگم گاهی چون مسئول مستقیمش نیست دیگه ، تمیزی خونه و غذا و ظرف ها و اینا همه مال منه .

مثل همیشه حرصم گرفت چه جور .

شروع کردم تو زیاد میخوابی ، من مگه آدم نیستم ، خوب منم دیشب با تو 1 خوابیدم ،‌ 6 هم بیدار شدم ، تازه 10 بار گفتیم برنامه ظرف شستن نوبتی بگذاریم اما بعد 2 روز برنامه بی برنامه ،‌قربونش برم غذا هم که درست نمی کنی ، ......

ور ور ور (‌هی غر میزدم )

آقا جان ِ ما هم صداش دراومد :خوب من چیکار کنم تو کم خوابی ، مگه کسی جلو خوابت رو گرفته ، مگه تا حالا از غذا ایراد گرفتم ،‌ نمیرسی درست نکن ، از بیرون میگیرم ......

تو دلم گفتم : چی ؟ از بیرون میگیری ؟ درستت میکنم .

یه چرت 20 دقیقه ای زدم و بلند شدم آماده شدم که برم مهمونی .

شب قبل سبزی خرد کرده بودم ، آماده تو یخچال بود .

لحظه آخر که داشتم میرفتم ،‌گفتم : سبزی تو یخچاله ، برای شام کوکو سبزی درست کن تا من بیام

هی شروع کرد : اینجوری که نمیشه ، یه بار خودت درست کن ، من کنار دستت وایسم ، یاد بگیرم دفعه بعد نوبت من .

گقتم نخیر ، پس اونهایی که خونه دانشجویی دارن و تنهان 6 ماه وردست مامانشون میمونن غذا درست کردن یاد بگیرن ؟

از اینترنت سرچ کن دستورش رو پیدا کن .

گفت : آخه چی توش بزنم ؟ چند تا تخم مرغ می خواد؟

جوابم فقط این بود : از اینترنت سرچ کن .

لحظه آخر هم موقع رفتم گفتم : فلفل هم بزنیا .من دوست دارم .

حالا برگشته بهم میگه زرشک هم بزنم ؟

( میبیند تو رو خدا ! بلده ها ،‌ به روم نمیاره )

شب برگشتم ، تو راهرو بوی خوش کوکو سبزی به راه بود ................

ایول همسر ، عاشقتم که انقدر جیگری ....

خلاصه عزیز دلم هم شام دیشب رو درست کرد ، هم ناهار امروز منو .

نظرات (10)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
IPVanish TEAM
با تشکر از مطالب مفید و ارزشمند شما
تیم ما امیدوار است شما در این زمینه موفق باشید
==============================
فروش ویژه اکانت های پروکسی ویژه زمستان
با خرید یک اکانت از تمامی سرویس های ما استفاده کنید (برای اولین بار بین تمامی خدمت دهنده ها)
به جمع حرفه ای ها بپیوندید
http://ipvanish.net
امتیاز: 0 0
آفرین به آقاتون دستش درد نکنه ... خیلی لذتبخشه وقتی آقایون تو کار خونه به خانماشون کمک میکنن... همین کاراشون ما خانما رو به وجد میاره و عشقو علاقه رو بیشتر میکنه... ایشالا که همسرت تنشون سالم باشه و زندگیتون همیشه سرشار از عشق
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم زهرا جان .آخ اگه بدونی وقتی اومدم و بوی کوکو رو حس کردم تو دلم چقدر قربون صدقه اش رفتم .
شب هم کلی ازش تشکر کردم .
ممنونم از دعای خوبت .برای تو و همسرت هم آرزوی سلامتی دارم
بهار(فرصت دوباره آفتاب) http://yegran.blogfa.com
یعنی غر زدن تا این حد جواب می ده؟
اگه من غر بزنم همسرم عین لاک پشت می ره تو خودش و بیرون آوردنش کار حضرت فیله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا من این روش خودم رو توصیه نمی کنم چون خودم هم باورم نمیشد جواب بده .
بارها ازین غرها زده بودم اما این دفعه گرفت دیگه
mahtab مامان علیرضا http://mynicechild.niniweblog.com
الان این کار جالبی که شما کردی احیانا اسمش زن سالارانه برخورد کردن نیست؟!
دستشون درد نکنه، نوش جان
بعد شما این دیالوگها رو به طور امرانه که نگفتی بهشون که اینقدر خوب نتیجه گرفتی؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امرانه که نه غرغرانه ، مظلوم نمایانه ، خودم هم باورم نمیشد نتیجه بگیرم .
البته بگم واقعاً وصف حرفام خنده ام میگرفت .یعنی همسر بنده خدا مونده بود ببینه حرفم جدیه یا نه .
خلاصه مثل این زنهای سبیل کلفت ،‌ امر و نهی کردم دیگه
وبلاگچه خاطرات http://veblogchekhaterat.persianblog.ir
خخخخخخخخخخخخخخخ....
خیلی جالب انگیز ناک بود...من برعکسم...
شب ج.ج زود میخوابه یعنی سرش به بالش نرسیده خوابه ولی من دیر میخوابم...اون صبح زودتر بیدار میشه ولی من دیر تر...در کل باهم کنار میایم...
ولی عجب حرکتی زدیا ناقلا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه پرتاب 3 امتیازی بود
نخیر .ما اینگونه نیستیم که ما بیدار باشیم و یکی دیگر در خواب ناز !
ما به همان گونه ایم که وصفش کردیم
محبوبه
آفرین منم باید روی همسری کار کنم تا اینکارو بکنم البته همسری من آشپزی فوله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیگه وقتی بلده چه نیازی هست ازین مدل برنامه ها براش پیاده کنی ؟
همسرجان من زیاد بلد نیست و علاقه ای هم به یادگیری نداره
صبا
منم باید از تو یاد بگیرم
البته همسر جان من ظرف زیاد میشوره شکر خدا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست همسرجانت درد نکنه .قدر همین رو هم بدون خانم
آلیس
اولا افرین به این همسر حرف گوش کن. قبول کن دوستت داشته که این کارو کرده والا میگفت بیخیال بابا ی تخم مرغی شام میخوریم.
حالا برعکس همسر تو همسر بنده عاشق اشپزی و من اصلا علاقه به اشپزی ندارم گاهی اوقات باید به زور از دست کاسه بشقابو بگیرم.
البته مردای شمالی توانایی هرکاری رو دارن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آلیس خدا بگم ....
خیرت بده . دقیقاً همون لحظه ای که داشتم به اچید غرغر میزدم که چرا غذا درست نمی کنی یاد تو افتادم که چند باری گفتی همسرت غذا درست کرده . فکر کنم یه طرف این فتنه زیر سر خودت بود
من عاشق کوکو سبزی ام!
نوش جونت بانو ولی چرا انقدر این شورتو اذیت میکنی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه کنیم دیگه ، خواستم با لوس بازی حرفم رو به کرسی بنشونم که خوشبختانه هم نشست
به به
چه خوب
عالیه اینجوری
خاهر منم مثل تویه
از صبح میره شرکت تا بعدازظهر و غروب
واقعا دیگه نا نداره وقتی میاد
باید واسه فرداشون و شام همون شب هم غذا درست کنه .
خیلی سخته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره عزیزم خیلی سخته .البته مدتیه با رئیسم صحبت کردم و فقط روزهایی که کار عجله ای داریم زیاد میمونم وگرنه 3:30 الی 4 تعطیل می کنم و میام