X
تبلیغات
رایتل

همسرم ، منم دوستت دارم

این ها یادداشت های منه . روزهای زندگی منه

فقط به شما میگم !

دوشنبه 25 فروردین‌ماه سال 1393 09:16 ق.ظ نویسنده: رزماری چاپ

از خاطرات کیش میخوام براتون تعریف کنم .

شاید یه کم مفصل تر ازون که برای دیگران تعریف کردم

خوب ما روز اولی که رسیدیم بخاطر اینکه وقتی از تهران راه افتادیم بارون شدیدی می بارید و به طبع هوا هم سرد بود لباس زیاد پوشیده بودم ، گفتم که وقتی رسیدیم کیش من از گرما اصلاً اذیت نشدم اما خوب بهر حال گرمای هوا و خستگی راه باعث شد تا وقتی اتاقمون رو تحویل گرفتیم سریع لباسمو عوض کردم و رفتم استخر هتل .

حالا بین خودمون بمونه که من شنا بلد نیستم . حالا نه اینکه از تنبلی ام باشه ها نه ، یه دوره که رفتم برای آموزش و تقریباً هم خوب داشتم پیش می رفتم این سینوزیت های قشنگم اذیتم کردن و من مابین 12 جلسه آموزش شنا 2 بار سینوزیت هام چرکی شد و دفعه دوم که یه بار خوب شدم و دوباره بعد 1 روز چرکی شد و دکتر گفت وضعت وخیم داره میشه .بنابراین بنده لقای شنا رو به عطاش بخشیدم .حقیقتاً هم هر بار میرم استخر سرمو نمی تونم زیر آب ببرم چون کلر آب خیلی خیلی زود سرمو در حد ترکوندن درد میاره .

خوب دیگه اینو خواستم بگم که از فرصت استخر رایگان هتل استفاده کردم و تو آب قدم زدم بلکه برای زانوم خوب باشه !

همون روز از کانتر تور تفریحی داخل جزیره که تو لابی هتل بود ، چند تا از تفریحات آبی رو ثبت نام کردیم . من جمله غواصی : من و همسر ، جت اسکی : من و همسر ، پاراسل : فقط همسر .چون ترس از ارتفاع دارم .

خلاصه صبح روز بعد اول وقت رفتیم کلوب دریایی و نوبت نشستیم برای ابتدا غواصی .

لباس پوشیدیم و کلاس آموزشی اش رو نشستیم و خواهر و برادرها جدا شدیم و هرکدوم رفتیم یه سمت تا بریم اعماق خلیج همیشه فارس رو ببینیم چه خبره .

به نوبت دور کمرمون وزنه بستن و کپسول هوا هم رو پشتمون و عینک های مخصوص بهمون دادن و ازین کفش های غواصی که نمی دونم اسمش چیه پامون کردن.

لبه قایق به پشت نشستیم تا بندازنمون تو آب . من هنوز آمادگی کامل نداشتم یعنی حتی اون دهنی کپسول هوا رو هم خوب تو دهن نگذاشته بودم که مربی منو هول داد تو آب .

چشمتون روز بد نبینه یهو کفش از پام در اومد و یه عالمه آب رفت تو دهنم و در حد سکته ترسیده بودم .

پاراگراف بالا رو گفتم تا بدونین وقتی شنا بلد نیستم خواه نا خواه از آب می ترسم ، وای به اون روزی که یهو ول بشم و اونجوری وضع و اوضاعم بهم بریزه .

از کرده خود پشیمون شدم چه جور .............

خلاصه از مربی اصرار که تو می تونی و از من انکار که نه در توانم نیست و می خوام انصراف بدم .

گفت پولت برگشت داده نمیشه ، بیخیال 100 تومن شدم و گفتم نمی تونم که نمی تونم .اصلاً  نمیشد تصور کنم با این ترس تا عمق 6 متری برم پایین .

اونقدر ترسیده بودم که نمی تونستم آروم نفس بکشم .می دونید که برای شنای خوب ریتم آروم و شمرده تنفس خیلی شرطه .خلاصه بعد چند دقیقه تقلای مربی ، منو به قایق هدایت کردن و رفتم بالا نشستم تا بقیه بچه ها برن و برگردن .

کمی مضحکه شدم راستشو بخواین اما واقعاً واقعاً برام غیر ممکن بود .

خدایا مرگو میدیدم .فکر میکردم نمی تونم نفس بکشم و هر آن امکان سکته ام بود .

بعد 1 ساعت همسر جان که اومد کلی تعریف کرد که خیلی خوب بود و چسبید و ازین حرفها .

بعدش ایشون رفتن برای پرواز پاراسل که باز هم به من گفت اشتباه کردی نیومدی .خیلی خوب بود .اما من باز هم از نرفتنم پشیمون نشدم .

اما نوبت رسید به جت اسکی .راستش زیاد تمایلی نداشتم برم .نمی دونم چرا من که عمریه ساحل نشین هستم اینقدر از آب فراری ام ؟

خلاصه این یکیو دیگه به اصرار آقای همسر باهاش نشستم .بد نبود ولی آنچنان لذت نبردم . کلاً محدوده آبی کلوب های تفریحی از عرض به مقدار مشخصی است اما از طول برای جت اسکی تا هرجا که دلت بخواد .اون دور دورها چند تا شناور بود به ما گفت فقط نزدیک شناورها نشین تا پروانه موتورشون بهتون نخوره ، حالا اچید یه کم مراعات منو کرد و تا اون جلو ها نرفت اما من تمام مدت بین خودمون باشه داشتم سوره توحید می خوندم و خدا خدا میکردم تایممون زودتر تموم بشه .

اینم از تفریحات دریایی ما .

حالا جت اسکی و پاراسل رو شهر خودمونم داره اما من دیگه عمراً عمراً بخوام برم اینجور چیزها رو تجربه کنم .

نظرات (6)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
صبا
اوخ منم هم از آب فراریم هم از ارتفاع میترسم.منم عین خودتم عزیزم :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلاً فهمیدم خیلی خیلی ترسوام .
تو بگو من از چی نمی ترسم آخه ...
آلیس
والا راستشو بگم فردا روزگار میخوام ی وجب جا بخوابم.
آی خوندمو آی خندیددددددم
اگر من جای تو بودمو این همه امکانات توی شهرم بود هرروز میچپیدم توی آب و کیف میکردم. البته ناگفته نماند که منم شنا بلد نیستم اما من از تنبلی خودم بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا بهت عمر طولانی و با عزت بده خواهر جان .
حالا فکر کن من چه شرمندگی کشیدم .آی لحظات بدی بود .... خدا دیگه برام نیاره
عزیزم
پس از هیچ کدوم از این ورزشای ابی استفاده نکرده که!
خی هر کس یه خصوصیتی داره دیگه
شاید منم بودم میترسیدم
مشهد سرزمین موجهای ابی که رفته بودیم یه وسیله بازی ابیش اسمش سفینه بود. وای من مرگ رو جلو چشمام دیدم. با یه سرعت شدید تو یه دیواره های مارپیچی سر خوردم با سرعت اومدم هی چرخیدم تو سرسرشو چرخیدم تا پرتا بشدم تو یه عمق اب. رفتم ته. اونجا غریق نجاتش کمک میکردو میاورد بیرون. و تک نفره هم بود. یکی یکی. خیلی وحشت ناک بود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا دیگه جت اسکی رو با همسر نشستم .
تا قبل این اگه 1٪ دوست داشتم این شهرهای آبی برم بعد این دیگه هرگز چنین کاری نمی کنم و عمراً بخوام تستشون بکنم
راستی من رمز نداترم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میام بهت میگم گلم
mahtab مامان علیرضا http://mynicechild.niniweblog.com
سلام
اول از همه باید بگم ممنون که حرفهای مگوت رو به ما گفتی

پس اینطور؟ قسمتت نشد غواصی؟ اما چه جالب و هیجان انگیزه ها!
ایشالا همیشه خوب و خوش باشید و باز هم از این سفرها برید
از بازار و خرید نگفتیها؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم .
به قول مادربزرگ خدا بیامرزم : یکان یکان .یعنی یکی یکی و به نوبت میگم دیگه . بازار و خرید که همه جا هست اما حرف های مگو شنیدن داره که براتون عرض کردم
ساناز
سلام.رزی ببخش اما خیلی خندیدم البته منم ترسو تشریف دارم و هیچوقت پاراسل رو تجربه نکردم اما غواصی و جت اسکی رو تجربه کردم.بزار یه چیزی بگم.منم اولین باری که غواصی تو کیش رفتم ترسیدم و با گریه گفتم نه نمیخوام.بی خیال.اما بعد که عکسهایی که حمید در حین غواصی ازش گرفته بودن را دیدم دفعه بعدش که رفتم بخاطر چشمم چشمی رفتم و دیگه ترس نداشتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانم خوشگل
بخند گلم .با خیال راحت هم بخند .من اصلاً مسئله ای ندارم .
حالا شاید اگه یه کم آروم تر اون مرحله هول دادنم تو آب اتفاق می افتد برام تحملش راحت تر بود اما خوب یه شوک بدی بهم وارد شد .
ولی فکر نکنم دیگه جرات کنم برم.
اما پاراسل رو دارم ترغیب میشم برم .البته در حد فکره ها ....