X
تبلیغات
رایتل

همسرم ، منم دوستت دارم

این ها یادداشت های منه . روزهای زندگی منه

دغدغه گربه ها

شنبه 10 آبان‌ماه سال 1393 08:51 ق.ظ نویسنده: رزماری چاپ

بسم الله

سلام دوستای گل تر از گلم .

خوبید ان شاء الله ؟

من خوبم ، همسر خوبه ، پسر گولو هم خوبه .

یه پسری دارم من که یه روز جمعه هم مامانش اگه بخواد بخوابه ، ساعت 8:30 اونقدر وول میخوره تا منو بیدار کنه و بهم بگه مامان جون این ساعت بیدار باش هر روزته ، آخه چرا الآن  خوابی ؟

امروز صبح که بیدار شدم یه آفتاب زیبا داشت طلوع میکرد که تمام انرژی دنیا رو به من هدید داد .هر لحظه هم که میگذره حال منو بهتر میکنه .

من آخرش از دست این گربه های شرکت ، یا دق میکنم یا زهره تر میشم.

میخوام برم دستم رو بشورم یهو می بینم تو سرویس بهداشتی دارن بازی میکنن ، می رم آشپزخونه لیوان بر دارم میبینم پشت پنجره آشپزخونه نشستن (‌پاتوقشون اونجاست دیگه ،‌ با نگهبان اونجا خوش میگذرونن ) میخوام برم تو حیاط شرکت ، از در راهرو که میزنم بیرون یهو می بینم تو باغچه بغل پله نشستن دارن چپ چپ منو نگاه میکنن .

با ریموت درب حیاط رو میخوام باز کنم ،‌4 نفری چسبیدن به در .(‌1 مادر ؛ 1 فرزند بزرگ که قد و هیکلش از مامانه گنده تر شده ، 2 تا غنچه نوشکفته که چندی بعد با تغذیه عالی نگهبان اندازه مامانشون خواهند شد )  هر کدوم از لنگه های درب که داره باز میشه ، اینا رو هل میده و با فشار درب ها تکون میخورن نه اینکه خودشون جابجا بشن .

یعنی میخوام سر به تنشون نباشه ، از بس که ازشون بدم میاد .

خیلی دغدغه کم داریم تو این زندگی ، باید حواسم به این مخلوقات خدا هم باشه .والا

نظرات (8)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
نسیم
سلام عزیزم واقعا گل گفتی من هم از گربه بینهایت میترسم هم بی نهایت ازش بدم میاد اسمش که میاد یه جوری میشم چه جوری بعضی ها بهش دست میزنن؟
من که شنیدم گربه واسه خانم باردار خیلی میتونه خطر ساز باشه تو رو خدا مواظب خودت باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نسیم جان .
آره بابا ، بی خطر که نیست.دیگه چه کنم از دست این نگهبانمون که شده دایه این بچه گربه ها.حالا خطر بهداشتی اش یه طرف ، خطر اون ترس و وحشتی که هر روز به دلم می اندازن یه طرف .
مرسی نسیم جونم

حساس نباش رزماری جونم. کاریت ندارن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مثل چی ازشون می ترسم .
هر دم صدای جیغ من باید بلند بشه دیگه از دست این وورجک ها
صبا
گفتی گربه رزی یکی دو هفته قبل شب بود ماشینمون کنار یه زمین خالی پارک بود اینجانب هم خیلی قشنگ اومدم برم سوار ماشین بشم یهو یه گربه مثل فشنگ از زیرپام دراومد پرید و دررفت.یعنی سکته زدم به خدا.فقط اومدم این طرف و دستای همسری رو گرفتم و چند تا نفس عمیق کشیدم.همسر جان هم سریع برام یه چیز شیرین خرید بخورم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من چند سال پیش یه همچین بلایی سرم اومد .با این تفاوت که سگ از زیر ماشین در اومد و من بین ماشین و یه دیوار گیر کرده بودم
رو این حساب دیگه تجربه ام شده قبل سوار شدن اول زیر ماشین رو چک می کنم
حالا تو به خاطر گل پسرمون حرص نخور... عوضش به نخودی گربه ها رو معرفی کن مثلا بگو پسرم این مامان گربه است صداش هم میو هست اون یکی هم بچه گربه است بعد صدات رو ریزتر کن بگو میو
آخ که چقدر پسر دوست دارم الان دلم غنج رفت براش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهار جان این گربه های شرکت انگار طلبکارن از آدم .باور می کنی تا حالا میو ازشون نشنیدم ، فقط تا منو می بینن اخم میکنه و صدای خِر خِر می ده .
باشه ازین به بعد باید به نی نی گولو اینا رو معرفی کنم
ان شاء الله این دفعه نوبت یه آقا پسره گل ِ دیگه .داداشی تاراگلی
سلام عزیزم
انگار این گربه ها از اعضای ثابت شرکتتون شدن
باید حقوق و مزایا هم براشون در نظر بگیره جناب رئیس
خیلی مراقب باشه باهاشون تماس نداشته باشی و یا تو غذات نره مویی چیزی ازشون خدای نکرده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانمی .
بله حقوق و مزایاشون اینه که هوا که سر میشه نگهبان می بردشون تو اتاقش و اونجا نگهشون میداره .
فکرش رو بکن ....
غذای ثابت هم که هر روز جناب نگهبان براشون سرو می کنه .یعنی نشده شبی بدون شام بخوابن این گربه ها
چشم ، خیلی ازشون دوری می کنم.
پری
رزی جونم خواهری من همیشه به یادتم و بهت سر میزنم
خدارو شکر خوبی و همه چی خوبه
شکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پری جونم سلام .قربونت برم .
چقد دلم برات تنگ شده دختر .
ایشالا تو هم هرجا هستی سلامت باشی .
ان شاء الله با خبرهای خوب بیای
نسیم
سلام رزماری جووون چقدر کم پیدایی
حالتون که خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟
نگرانتون شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نسیم جان .مریض بودم .
تازه کمی بهتر شدم .معذرت
صبا
پس نظر من کوش؟ :(
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وقت نکرده بودم جواب بدم .الان هستش