X
تبلیغات
رایتل

همسرم ، منم دوستت دارم

این ها یادداشت های منه . روزهای زندگی منه

کلاس آمادگی

پنج‌شنبه 18 دی‌ماه سال 1393 10:57 ب.ظ نویسنده: رزماری چاپ

بسم الله  

سلام به همه شماها , عزیزان دلم , که هر روز و با هر اتفاق یاد کی از شما می افتم .  

شب عیده , عید شما مبارک دوستای خوبم . 

عیدت مبارک پسر خوشگلم , عزیز دلم امشب میلاد حضرت رسول صلوات الله علیه و امام جعفر صادق علیه السلام هست .

( داخل پرانتز : مامانی یه کم آروم بگیر , می دونم هستی , می دونم بیداری اما کمی صبوری کن دیگه عزیزم  - با پسرم بودم ) 

اولین جلسه کلاس های آمادگی زایمان رو امروز تجربه کردم , خوب بود و راضی بودم .بخصوص بعد از اونهمه تعریفی که دوستم از جلسه گذشته کرد بیشتر مشتاق شدم برای حضور .  

هفته گذشته همزمان با کلاس بچه ها , یه خانمی فارغ شده بود و به بچه ها هم اجازه داده بودند که برن ملاقاتش .گویا همه چی خوب بود و روحیه خوبی داده بود .کلاً ماماهای اونجا خیلی با روحیه و راحت از زایمان صحبت می کنن .یه اتفاق خیلی ساده که اونقدر ها هم گنده و عظیم و غیرقابل تحمل نیست .نمی دونم , توکل بر خدا فعلاً که همه چیو سپردم به خودش .ان شاء الله هر چی خیره همن پیش بیاد .  

فرصت کمی تا پایان این راه برام باقی مونده , گاهی پر از استرس میشم , گاهی بیخیال , گاهی می ترسم و بیشتر اوقات دلتنگ همین روزهایی که دارن میگذرن . 

کارم رو دیگه دارم به یه سرانجامی می رسونم تا به امید خدا ماه آخر تعطیل کنم .خدا رو شکر همکار جدید , بد نیست .البته چن فرصتم کمه بیشتر تایم روزهای کاری ام رو به این اختصاص میدم تا همه اونچیزی رو که لازمه بهش بگم .خداییش هم دریغ نکردم و چیزی رو نمی گذارم نا گفته بمونه .حالا یاد بگیره یا نه به عهده خودشه . 

می دونم قول داده بودم عکس وسایل نی نی جونم رو بگذارم , بله تنبلی کردم و فرصت نشد .اما فراموش نکردم . 

یادداشت شبانه : امشب همسر نیست .ماموریته .اولین شبی ِ که من و یونا با هم و بدون باباش هستیم .مثل همیشه دلتنگش هستم و خدا رو شکر می کنم که اونم دلتنگ من و یونا و خونه مشترکمون  هست. 

خدایا شکرت .بینهایت بار

نظرات (4)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
شهره
عید تون مبارک باشه عزیزم
کلاسهای آمادگی خیلی تجربه ی خوبیه. به من هم خیلی کمک کرد و روحیه مو قوی کرد. جالب بود که اونجا هر خانمی که زمان کمتری تا زایمان داشت مثل این بود که مثلا چند ترم از بقیه جلوتره و یه جورایی پیشکسوته و همه به حالش غبطه می خوردن
خوبه که الان با وجود نبودن همسرت یه مرد کوچک تو خونه هست و خیالت راحته
مراقب خودتون باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام شهره جان .عید شما هم مبارک .
خانم تو که اسطوره من شدی .همش تو ذهنم اون خاطره زایمان تو رو تداعی می کنم و میگم به امید خدا ، میشه ،‌کار نشد نداره .مثل شهره که تونست .
آره راست میگی منم الان تو کلاسمون از همه ترم بالاتر هستم
عزیز دلم سلام
خوشحالم که اولین جلسه ی کلاس امادگی رو دوست داشتی
و خوشحالم که میخواهی طبیعی زایمان کنی و بدون من خیلی افسوس میخورم این فرصت رو از خودم گرفتم
بهترین ها رو براتون ارزومندم
این نبودنهای یک شبه ی آقایون اونم تو دوران بارداری خیلی خوبه...محبتمون به هم و به بچه رو بیشتر می کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست گلم .
امیدوارم که خدا هم کمکم کنه و بتونم زایمان طبیعی رو تجربه کنم .افسوس نخور ، شما دیگه بعد این باید برای دومی برنامه ریزی کنی خواهر جان
ممنونم ازت دوس گلم .منم برای شما بهترین ها رو از خداوند میخوام
نسیم
وای رزماری جووون چه زود گذشت باورم نمیشه اصلا به زودی یونا کوچولو به دنیا میاد
خوش به حالت..... چه روزای خوبی در انتظارته... یادت نره واسه ما هم دعا کن
ایشالله به سلامتی این روزای باقی مانده هم میگذره..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نسیم جون .
آره برای خودم هم زود گذشت .فکر کنم چون سرکار میومدم اینجوری زود گذر شد .
خدا ان شاء الله قسمتت کنه .قسمت همه کسانی که دوست دارن بشه ،‌روزهای خوبیه درکل .سختی داره اما خوب ِ
ممنونم عزیز دل
سلام
کم کم به پیایان را نزدیک میشی انشالله که روزهای پایانی هم روزهای خوبی باشن و بتونی از بارداریت لذت ببری
چه همکار خوبی هستی افرین مطمئنم تاثیر این مهربونیت رو دریافت میکنی

نکته جالبی که من شنیدم از این کلاس ها اینکه روش ماساژ دادن رو هم یاد می دن که بعد از زایمان کمک کنه به جمع شدن شکمت این خیلی خوبه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جونم .
بله پایان راه نزدیکه .گاهی استرس میگیرم ، گاهی هم معمولی میگذره بر من .خداوند خودش یاری گر همه باشه ان شاء الله .
بله یه سری ورزش ها رو با Cd نشون میدن که بعضی هاش برای بعد زایمان هست .امیدوارم تنبلی رو کنار بگذارم و انجامشون بدم .آخه اصلاً ورزشی نیستم